|
منم " دومان " اهل طاعونی این قبیله ی مشرقی!!!
|
همیشه جای سالهای جوانیت در زندگیم خالیست. همیشه یک جای دل تنگ است. غمی شاید گوشه ی خنده ام کمین کرده باشد مثل ابری سیاه که دارد از یک سوی آسمان پیش می آید تا که ویرانم کند شاید. نم اشکی گوشه ی چشمم مانده برای روز مبادا یا که می ماند تا که همیشه باشد...