تبليغاتX
گویا التیام زخم هایم را گم کرده است
منم " دومان " اهل طاعونی این قبیله ی مشرقی!!!

یک روز از خواب پا می شی می بینی رفتی به باد

هیچ کس دور و برت نیست همه رو بردی ز یاد

چند تا موی دیگت سفید شد.ای مرد بی اساس

جشن تولد تو باز مجلس عزاست.بریدی از اساس

غوز پشتت بیشتر شد.شونه هات افتاده تر

پیرامونت رو ببین با دقت.می سوزن خشک و تر

می سوزن خشک و تر...

+     دومان   |